دروازه ماگنزیان:
مهمترین مکانهای دفاعی در یک شهر، بیتردید دیوارها و دروازههای آن هستند. تا دورهای که آن را صلح رومی (Pax Romana) مینامیم (سدههای دوم و سوم میلادی)، دروازهها و دیوارهای شهرها در آناتولی بهصورت مستحکم و باشکوه ساخته میشدند.
با پایان یافتن صلح رومی، سنت قدیمی دوباره ادامه یافت. سه دروازه مهم افسوس شناخته شدهاند: دروازه بندر، دروازه کورسس و دروازه ماگنزیان. دروازه کورسس هنوز پیدا نشده است. دروازه ماگنزیان در سمت شرقی شهر قرار دارد. این دروازه نقطه آغاز جادههای مهمی است که به شهر ماگنزیان، در حدود ۳۰ کیلومتری آن، و سپس با پیچیدن به سمت کاریا و ترالس (آیدین)، به درون آناتولی میروند. این دروازه به نام نخستین شهر، ماگنزیان، نامگذاری شده است. این بنا که ۲ تا ۳ متر زیر سطح زمین قرار داشت، حفاری و تا حدی آشکار شده است.
ژیمنازیوم شرقی افسوس:
ژیمنازیوم دختران بهدلیل تندیسهای زنانهای که در دوران باستان آن را زینت میدادند، چنین نام گرفته است. ژیمنازیوم افسوس در نزدیکی دروازه ماگنزیان، در کوه پین، قرار داشت و در سده دوم میلادی، به دستور فلاویوس دامیانوس و همسرش ودیا فدرینا، بنا شد (طبق کتیبهای). این بنا یکی از بزرگترین ساختمانهای افسوس بود که در آن پسران جوان آموزش میدیدند و ورزش میکردند.
ژیمنازیوم شامل کلاسهای درس و حمامها، یک حیاط و اتاقهای دیگری بود. تندیسهای زنانه ژیمنازیوم در موزه ازمیر به نمایش گذاشته شدهاند.
حمام واریوس:
این حمام نخستینبار در دوره هلنیستی، حدود سده دوم پیش از میلاد، ساخته شد و در طول سدهها چندین بار مرمت گردید. مرمتهای متعدد دلیل اصلی ظاهر منحصربهفرد این بنا هستند.
سوفیست مشهور، فلاویوس دامیانوس، این حمام را ساخت. اتاقی خصوصی برای دامیانوس و همسرش ساخته شد. افسوس ویدیوس آنتونیوس، دختر یکی از شهروندان ثروتمند، و ویدیا فدرینا نیز اتاقی به حمامهای واریوس افزودند. این امر نشانهای بزرگ از جایگاه اجتماعی بهشمار میآمد، زیرا رومیان برای بهداشت شخصی ارزش قائل بودند و بهطور منظم از این حمامها استفاده میکردند.
ساختمان اصلی، دیوارهای شمالی و شرقی خود را از برآمدگیهای طبیعی سنگ تراشیده بود. اتاقهای استراحت، نشستن و مطالعه نیز در طول سده دوم میلادی به آن افزوده شدند.
این بخشها در سدههای بعد مرمت شدند و اتاقهای جدیدی نیز به بنا افزوده شد. در سده چهارم، هزینه مرمتها را بانوی مسیحی ثروتمندی به نام اسکولاستیکا تأمین کرد. سپس در سده پنجم، ساختمان دستخوش تغییرات عمدهای شد تا دوره بیزانسی و تأثیر آن بر تزئینات داخلی را منعکس کند. آشکارترین مدرک این تغییرات، راهرویی ۴۰ متری است که با موزاییک پوشیده شده است. طرح نهایی حمام، رومی کلاسیک است و شامل کالداریوم (بخش گرم)، تپیداریوم (بخش ولرم) و فریجیداریوم (بخش سرد) میشود.
آگورای دولتی:
آگوراها مکانهایی بودند که مردم در آن گرد هم میآمدند. افسوس، که شهری بسیار بزرگ بود، دو آگورا داشت. یکی برای امور سیاسی استفاده میشد و دیگری بهعنوان بازار، برای فعالیتهای تجاری خدمت میکرد.
آگورای دولتی که امروزه آگورای سیاسی نیز نامیده میشود، میدان عمومی گستردهای بود که در دوران فرمانروایی آگوستوس (۲۷ پیش از میلاد تا ۱۴ میلادی) طراحی و بازسازی شد. این مکان فضای عمومیای بود که مردم برای امور سیاسی و اجتماعی در آن گرد هم میآمدند. آگورا از سه طرف با استواها احاطه شده و با مجسمهها تزئین شده بود. استواها سازههایی دارای یک دیوار در یک طرف و سقفی ستوندار در طرف دیگر بودند که در روزهای بارانی و روزهای گرم تابستان پناه فراهم میکردند. برخی روزها فیلسوفان در این استواها به شاگردان خود درس میدادند. در مرکز آگورا معبدی وقف ایزیس، الهه مصری، قرار داشت که برای دیدار مارکوس آنتونیوس و کلئوپاترا در سال ۴۲ پیش از میلاد ساخته شده بود. ستونهای گرانیتی صورتی، بقایای معبد ایزیس هستند. از آنجا که در آناتولی معدن گرانیت صورتی وجود ندارد، قطعات گرانیت صورتی موجود، گواه رابطه میان مصر و افسوس هستند. تمام قوانین و تصمیمهای مهم در این محل به رأی گذاشته میشدند.
باسیلیکا:
باسیلیکای بازار، طاقنمایی به طول ۱۶۰ متر در شمال آگورای دولتی بود. این بنا در ابتدا از ستونهایی به سبک ایونیک تشکیل میشد که طاقنما را به سه شبستان تقسیم میکردند. در دوران امپراتوری آگوستوس، ستونها به سبک کورنتی تغییر یافتند. این بنا از طریق سه دروازه به استوایی در سمت حمام واریوس متصل بود. این باسیلیکا هم برای فعالیتهای تجاری و هم برای برگزاری جلسات دادگاهها استفاده میشد.
باسیلیکای بازار شهر افسوس در سده اول میلادی و در دوران فرمانروایی آگوستوس ساخته شد. مجسمههای امپراتور آگوستوس و همسرش، لیویا، در سمت شرقی باسیلیکا کشف شدند. امروزه این مجسمهها در موزه افسوس نگهداری میشوند.
اُدئون:
این ساختمان به شکل تئاتری کوچک، با بنای صحنه، جایگاههای نشستن و ارکستر ساخته شده است. این بنا دو کاربرد داشت. نخست بهعنوان بولئوتریون برای جلسات بولئا یا سنا استفاده میشد. کاربرد دوم آن اودئوم، یعنی تالار کنسرت برای اجراها، بود. این بنا در سده دوم میلادی به دستور پوبلیوس ویدیوس آنتونیوس و همسرش فلاویا پایانا، دو شهروند ثروتمند افسوس، ساخته شد.
این بنا گنجایش ۱۴۰۰ تماشاگر را داشت و سه در داشت که از صحنه به سکوی اجرا باز میشدند. سکو باریک بود و یک متر بالاتر از بخش ارکستر قرار داشت. ساختمان صحنه دو طبقه بود و با ستونها تزئین شده بود. سکوی مقابل ساختمان صحنه و بخشهایی از جایگاهها مرمت شدهاند. اودئون در گذشته با سقفی چوبی پوشیده میشد.
پریتانیوم افسوس
پریتانیوم ساختمانی اداری بود که در بخش جلویی یک حیاط و در قسمت پشتی تالاری بزرگ داشت. شعله مقدس هستیا در وسط حیاط قرار داشت و کاهنان الهه، معروف به کورتها، از آن نگهبانی میکردند، زیرا شعله نباید هرگز خاموش میشد. آنان هر سال انتخاب میشدند و قرار بود از خانوادههای برخوردار و ممتاز شهر باستانی افسوس باشند. افزون بر وظیفه اصلی خود در قبال شعله، مسئول قربانیهایی نیز بودند که برای خدایان انجام میشد.
کورتها در دوره روم فقط با معبد آرتمیس ارتباط داشتند. این وضعیت با به تخت نشستن امپراتور آگوستوس تغییر کرد و کورتها مسئولیت پریتانیوم افسوس را بر عهده گرفتند.
طبق اسطورهشناسی، کورتها نیمهخدایانی بودند که تولد آرتمیس را در افسوس بازسازی کردند. پس از آنکه لتو، مادر آرتمیس، با زئوس همبستر شد، دوقلوها، آرتمیس و آپولون، را به دنیا آورد. گفته میشود کورتها با سلاحهای خود سروصدای زیادی ایجاد کردند تا هرا، که میخواست از لتو انتقام بگیرد، گیج شود و به تولد فرزندان لتو توجه نکند.
پریتانیوم همچنین شامل اتاقهایی بود که بهعنوان دفاتر اداری و بایگانی شهر استفاده میشدند و نیز اتاق غذاخوریای برای مهمانان رسمی داشت. امروزه دو ستون از هشت ستون نمای جلویی ساختمان باقی ماندهاند.
معبد دومیتیان نام خود را به این منطقه داده است. این نخستین معبدی بود که به نام یک امپراتور (۸۱ تا ۹۶ میلادی) ساخته شد و در کنار میدان دومیتیان قرار داشت. فواره پولیو و بنای یادبود ممّیوس روبهروی یکدیگر قرار دارند.
فواره پولیو در سمت چپ این معبد قرار داشت. آبی که از طریق قناتها آورده میشد، با سامانهای انشعابی از لولههای سفالی پخته از این فواره توزیع میشد. مجسمهای با تزئینات فراوان از دوره هلنیستی در اینجا حفاری شد. این مجسمه اودیسئوس را در حال کور کردن پولیفموس (سیکلوپ) برای فرار از غارش نشان میدهد.
بنای یادبود ممّیوس:
این بنا به یاد سربازی به نام ممّیوس، پسر کایوس و نوه او، برپا شد. گشتوگذار در افسوس – بنای یادبود ممّیوس افسوس، تور افسوس، راهنمای افسوس، رزرو افسوس، نظرات افسوس، دیکتاتور سولا از روم، در سده اول میلادی. این بنا بهدلیل یکی از پیروزیهای نظامی ممّیوس به او تقدیم شد.
بنای یادبود ممّیوس در شمال خیابان کورتها، روبهروی میدان دومیتیان قرار دارد.
این بنا طاق نصرتی چهاروجهی است. میان ستونهایی که طاق را نگه میدارند و زمین، سه پلکان وجود دارد. اگرچه برخی کتیبهها از بین رفته یا برای مرمت ساختمانهای دیگر اطراف استفاده شدهاند، هنوز بهخوبی مستند است که این بنا به یاد ممّیوس ساخته شده است.
این بنا در سمت شمالی میدان دومیتیان قرار دارد. در سده اول میلادی و در دوران فرمانروایی آگوستوس، به دست ممّیوس، نوه دیکتاتور سولا، ساخته شد. امروزه میتوان پیکرههای پدر و پدربزرگ او را بر روی بلوکها دید. گشتوگذار در افسوس – بنای یادبود ممّیوس افسوس، تور افسوس، راهنمای افسوس، رزرو افسوس، نظرات افسوس این بنا چهار نما دارد و در سده چهارم میلادی، فوارهای مربعی در نمای شمالغربی آن ساخته شد.
دیکتاتور سولا برای رومیان افسوس یک قهرمان بود. هنگامی که مالیاتها در افسوس بیش از حد بالا رفت، مردم از یوغ روم به ستوه آمدند. آنان به معجزهای نیاز داشتند و آن میتریداتس از امپراتوری پونتوس در ساحل دریای سیاه بود. شعار مشهور او «آسیا برای آسیاییها» بود. او همراه با سپاهش ۸۰٬۰۰۰ رومی را کشت. سه سال پس از شورش او، ارتش روم به فرماندهی سولا، میتریداتس را شکست داد و امنیت را برقرار کرد. این بنا برای یادآوری این پیروزی در سال ۸۷ پیش از میلاد ساخته شد.
دروازه هرکول را میتوان بهسادگی با دو نقشبرجسته هرکول که پوست شیر بر تن دارد، شناسایی کرد. ستونهای این دروازه به سده دوم میلادی تعلق دارند، اما در سده ششم میلادی برای ساخت سردروازهای باریک به اینجا منتقل شدند؛ در حالی که در اصل در جای دیگری قرار داشتند. دروازه را باریک ساختند تا از ورود وسایل نقلیه چرخدار که از دروازه ماگنزیان میآمدند به داخل شهر جلوگیری شود.
خیابان کورتها:
این خیابان یکی از سه خیابان اصلی افسوس است که از دروازه هرکول تا کتابخانه سلسوس امتداد دارد. این خیابان بعدها نام خود را از کاهنانی گرفت که کورت نامیده میشدند. نام آنان در پریتانیوم نوشته شده بود.
در دو سوی خیابان فوارهها، بناهای یادبود، مجسمهها و مغازهها قرار داشتند. مغازههای سمت جنوبی دوطبقه بودند. افسوس زمینلرزههای بسیاری را تجربه کرد که در جریان آنها سازههای زیادی، از جمله خیابان کورتها، آسیب دیدند. این آسیبها، بهویژه در ستونها، با ستونهای جدید مرمت شدند؛ اما پس از زمینلرزه سده چهارم، ستونها با ستونهای دیگری که از ساختمانهای مختلف شهر آورده شده بودند، جایگزین شدند. تفاوتهای طراحی ستونها امروزه قابل مشاهده است. شکل کنونی خیابان مربوط به سده چهارم است.
در دامنه نیز خانههای بسیاری وجود داشت. این خانهها متعلق به ثروتمندان افسوس بودند. زیر خانهها، گالریهای ستونداری با کف موزاییکی قرار داشت که در مقابل مغازهها ساخته شده بودند و سقف داشتند تا عابران پیاده را از آفتاب یا باران محافظت کنند.
فواره ترایان:
فواره ترایان ساختمانی دوطبقه متعلق به سده دوم میلادی است که یکی از اهالی افسوس به یاد امپراتور ترایان آن را ساخت. ترایان امپراتور روم بود که در سده دوم میلادی بر امپراتوری روم فرمانروایی میکرد. در دوران او امپراتوری روم به اوج خود رسید. در جلوی ساختمان حوضی قرار داشت که آب از زیر تندیس عظیم ترایان در آن جاری میشد. ترایان بهگونهای به تصویر کشیده شده بود که پای چپش روی زمین و پای راستش روی یک گوی قرار داشت؛ گویی میگفت: «من فرمانروای جهانم. جهان زیر پای من است.» پای چپ تندیس او هنوز هم دیده میشود. گوی زیر پا نماد جهان است. در دوره گالیله در سده هفدهم، اروپا هنوز مطمئن نبود که زمین شکلی گرد دارد. گالیله بهدلیل عقایدش ممنوع شد. ارسطو در سال ۲۲۵ پیش از میلاد میدانست که زمین شکل کروی دارد. در همان دوران، اراتوستن قطر زمین را محاسبه کرد. تالس، فیلسوف یونانی، در سال ۵۸۵ پیش از میلاد گرفت خورشید را محاسبه کرد و احتمالاً او نیز میدانست که زمین گرد است. مجسمههای امپراتوران، خدایان و قهرمانان دیگر در طاقچهها قرار داشتند. برخی از آنها امروزه در موزه به نمایش گذاشته شدهاند. نمای ساختمان بسیار پرنقشونگار است و در طبقه بالا ستونهای کورنتی و در طبقه پایین ستونهای مرکب دارد. ستونهای مرکب ترکیبی از ستونهای ایونیک و کورنتی بودند و در سده دوم بسیار محبوب بودند.
معبد هادریان:
معبد هادریان در سده دوم میلادی ساخته شد و در سده چهارم میلادی به نام امپراتور هادریان بازسازی گردید. هادریان امپراتور روم بود که دستور ساخت دیوار میان اسکاتلند و انگلستان را صادر کرد. او پس از ترایان به قدرت رسید. این بنا در اصل به سبک کورنتی ساخته شده و شامل سلّا و ایوان بود. در سنگ کلید طاق، نقشبرجستهای از تیخه (که رومیان او را فورتونا مینامیدند)، الهه بخت و سرنوشت، دیده میشود. در lunette بالای ورودی سلّا، نقشبرجسته دیگری از دختری نیمهبرهنه، احتمالاً مدوسا، در میان برگهای آکانتوس قرار دارد. مدوسا عنصری معماری برای محافظت در برابر شر است. طبق داستان اسطورهای، مدوسا دختر زیبایی بود که توجه زئوس را جلب کرد. همسر حسود او، مدوسا را به موجودی غولپیکر با موهایی از مار تبدیل کرد و هرکس به او نگاه میکرد به سنگ تبدیل میشد. آتنا، الهه خرد، سر مدوسا را میخواست و پرسئوس را مأمور این کار کرد. پرسئوس سر او را برید. هنگامی که سر را برای آتنا میبرد، از هر قطره خون آن مارهایی در جهان پدید آمدند. آتنا سر مدوسا را بر سپر خود قرار داد تا از دشمنانش محافظت کند. این امر به سنتی در ساختمانها و سپرهای رومی تبدیل شد. امروزه ما نیز باور بسیار مشابهی داریم. هنگامی که ملکی، خودرویی یا نوزادی جدید داریم، همیشه چشمزخمی همراه آن قرار میدهیم تا ارواح بد، زلزله، چشم حسودان و حوادث را دور نگه داریم… در جریان مرمتی در سده چهارم میلادی، کتیبههای افریزی از مکانهای مختلف افسوس به اینجا افزوده شدند. این کتیبهها صحنههایی مرتبط با بنیانگذاری افسانهای شهر را نشان میدهند. از چپ به راست: آندروکلوس، بنیانگذار اسطورهای شهر، در حال کشتن گراز وحشی، و نبرد با
حمامهای اسکولاستیکا (حمامهای عمومی رومی):
حمامهای اسکولاستیکا در آغاز سده دوم میلادی ساخته شدند و در آغاز سده پنجم میلادی، به دست بانوی ثروتمند بیزانسی به نام اسکولاستیکا، با سنگهایی که از پریتانیوم آورده شده بودند، مرمت شدند. تندیس نشسته او در سمت چپ ورودی آپودیتریوم قرار دارد. این بنا سه ورودی داشت و شامل آپودیتریومی L شکل، فریجیداریوم، تپیداریوم و کالداریوم بود. آپودیتریوم محل درآوردن لباسها بود. چندین اتاق رختکن هنوز قابل مشاهدهاند. اگر فرد ثروتمند بود، اشیای ارزشمندش توسط
بردگان نگهداری میشدند. فریجیداریوم برای استحمام با آب سرد بود. حوض گردی که با سنگ مرمر سفید پوشانده شده، هنوز هم وجود دارد. آب از طریق سامانهای از لولهها آورده میشد. سقف اتاق به شکل طاق بود. حمامها از طریق دریچهها روشن میشدند. از فریجیداریوم به تپیداریوم (اتاق ولرم) میرفتند؛ جایی که دمای ملایم، بدن را برای گرمای بیشترِ داغترین اتاق، کالداریوم، آماده میکرد. تپیداریوم با مجراهایی در زیر سنگفرش گرم میشد. این اتاقها برای حمام کردن نبودند، بلکه برای ماساژ و مالش بدن استفاده میشدند… رومیان با روغن زیتون ماساژ میدادند و روغن زیتون را با استفاده از ابزار آهنی خمیدهای به نام استریگیل از روی پوست پاک میکردند. آخرین اتاق، یعنی کالداریوم، با بخار بسیار داغ گرم میشد. سامانهای بسیار فنی از مجراها و لولهها (هیپوکاست) اجازه میداد آب و هوا با دمای مناسب وارد شوند. بردگان کورهها را در حمامها روشن نگه میداشتند. ساعتهای جداگانهای برای مردان و زنان وجود داشت. ظاهراً زمان استفاده زنان بسیار کوتاهتر بود. رفتن به حمام بخش بسیار مهمی از زندگی روزمره رومیان باستان بود و بخشی از زندگی اجتماعی آنان بهشمار میآمد.
لاترینها/توالتهای باستانی:
لاترینها بخشی از حمامهای اسکولاستیکا بودند و در سده اول میلادی ساخته شدند. این مکانها برای استفاده عمومی بودند. افراد فقیر که در خانه توالت نداشتند، از لاترینهای عمومی استفاده میکردند. در امتداد سه ضلع اتاقی مربعی، سه ردیف توالت قرار داشت؛ هرکدام سوراخی در نیمکتی مرمری بود و مجموعاً ۴۸ توالت وجود داشت. هر توالت با جداکنندههای حجاریشدهای از دیگری جدا میشد که بهعنوان تکیهگاه دست نیز عمل میکردند. این اتاق در تابستان بهوسیله حوضی مرکزی خنک میشد و با سامانه گرمایش زیرزمینی گرم میگردید (آب گرم حمامهای اسکولاستیکا برای گرم کردن اتاق استفاده میشد). سقفی بر فراز آن و فوارهای در وسط وجود داشت. در دو طرف، چوبهایی با اسفنجی در انتها قرار داشت که برای پاکسازی استفاده میشدند. این اسفنجها برای رعایت بهداشت در سرکه نگهداری میشدند. فرد چوب را برمیداشت و پیش از استفاده، آن را با آب تازهای که در مجراهای جلوی توالتها جاری بود میشست. از آنجا که این مکان برای استراحت و لذت بردن بود، مردم بلافاصله پس از رفع حاجت آنجا را ترک نمیکردند، بلکه برای گپوگفت باقی میماندند
کتابخانه سلسوس:
این کتابخانه یکی از زیباترین سازههای افسوس است. در سال ۱۱۷ میلادی ساخته شد. این بنا آرامگاهی باشکوه برای گایوس یولیوس سلسوس پولمایانوس، فرماندار استان آسیا، بود که به دست پسرش گالیوس یولیوس آکیلا ساخته شد. قبر سلسوس زیر طبقه همکف، روبهروی ورودی قرار داشت و تندیسی از آتنا بر فراز آن بود، زیرا آتنا الهه خرد بود.
طومارهای دستنوشتهها در کمدهایی داخل طاقچههای دیوارها نگهداری میشدند. پشت قفسههای کتاب، دیوارهای دوجدارهای وجود داشت تا از طومارها در برابر تغییرات شدید دما و رطوبت محافظت کند. ظرفیت کتابخانه بیش از ۱۲٬۰۰۰ طومار بود. این کتابخانه پس از کتابخانههای اسکندریه و پرگامون، سومین کتابخانه غنی جهان باستان بهشمار میرفت.
نمای کتابخانه دوطبقه است؛ در طبقه همکف ستونهایی به سبک کورنتی و سه ورودی به ساختمان وجود دارد. در طبقه بالا سه پنجره دیده میشود. سازندگان از ترفندی بصری استفاده کردهاند: ستونهای دو سوی نما کوتاهتر از ستونهای مرکزی هستند و این امر توهم بزرگتر بودن ساختمان را ایجاد میکند.
تندیسهای موجود در طاقچههای ستونها، امروزه نسخههایی از نمونههای اصلی هستند. این تندیسها نماد خرد (Sophia)، دانش (Episteme)، هوش (Ennoia) و شجاعت (Arete) هستند؛ فضیلتهای سلسوس. کتابخانه با کمک مؤسسه باستانشناسی اتریش مرمت شد و نمونههای اصلی تندیسها در سال ۱۹۱۰ به موزه افسوس در وین منتقل شدند.
فاحشهخانه افسوس:
خانهای پریستایل در گوشه خیابان کورتها و جاده مرمرین، بهعنوان فاحشهخانه شناخته میشود؛ زیرا در جریان حفاریها، تندیسی از پریاپوس با اندامی بزرگ در آن خانه پیدا شد. این تندیس اکنون در موزه افسوس به نمایش گذاشته شده است.
ساخت این بنا به دوره ترایان (۹۸ تا ۱۱۷ میلادی) بازمیگردد. بنا دو ورودی دارد؛ یکی از جاده مرمرین و دیگری از خیابان کورتها. در طبقه اول تالاری وجود دارد و در طبقه دوم چندین اتاق کوچک قرار گرفتهاند. در سمت غربی خانه، فضای پذیرشی با موزاییکهای رنگی کف وجود دارد که نماد چهار فصل هستند. اتاق مجاور آن حمام خانه است و حوضی بیضیشکل دارد. روی کف حوض موزاییکی دیده میشود که سه زن را در حال خوردن و نوشیدن، پیشخدمتی ایستاده، یک موش و گربهای را در حال خوردن خردهغذاها نشان میدهد.
خانههای تراسی افسوس:
نزدیک کتابخانه سلسوس و در پایین دامنه کوه، ردیفی از خانهها قرار دارد که تصور میشود اقامتگاه افراد ثروتمند افسوس بودهاند. این خانهها «خانههای تراسی افسوس» نامیده میشوند. مرمتهای اخیر توجه زیادی به شکل اصلی آنها داشتهاند: باز شدن مستقیم به خیابان از طریق پلکانهای عریض، دیوارهای تزئینشده با موزاییک و نقاشیهای دیواری، و پوششهای مرمری.
مدت استفاده از خانههای تراسی از سده اول پیش از میلاد تا سده هفتم میلادی متفاوت بوده است و پس از آنکه در اثر زمینلرزه ویران شدند، متروک گردیدند.
خانههای تراسی افسوس به شما امکان میدهند ببینید ثروتمندان چگونه زندگی باشکوهی داشتند. آنها در آشپزخانهها و حمامهای خود آب گرم و سرد، سونا و استخر شنا و موزاییکهای جالب داشتند. خانهها بهگونهای ساخته شده بودند که در تابستان خنک و در زمستان گرم باشند.
آگورای تجاری (آگورای چهارگوش):
آگورای تجاری میدانی روباز با اضلاعی به طول ۳۶۰ پا بود که استواهایی آن را احاطه کرده بودند و پشت آنها، مغازههایی با دو راهرو قرار داشت. این مکان مرکز دنیای تجارت در افسوس بود. افزون بر دادوستد کالاها، بازار بردهفروشی دختران زیبایی نیز وجود داشت که از نقاط مختلف از طریق دریا آورده میشدند. این بازار دومین بازار بزرگ بردهفروشی جهان باستان بود. یک ساعت آبی و یک ساعت آفتابی، بهعنوان بخشهایی از ساعتنگار، در وسط آگورا قرار داشتند. ساعت آبی که هر ۲۰ دقیقه تخلیه میشد، در روند دادگاهها برای اندازهگیری زمان سخنرانی اختصاصیافته به هر فرد استفاده میشد. کتیبهای که روی دیوار آگورا پیدا شده است میگوید: «مردم افسوس از آگورانوموس (ناظر بازار)، اوتوخس، پسر منکراتس، بهدلیل جلوگیری از افزایش قیمت نان، سپاسگزاری میکنند.» طبق نظر برخی پژوهشگران کتاب مقدس، احتمال زیادی وجود دارد که سنت پولس بین سالهای ۵۳ تا ۵۶ میلادی در آگورای تجاری افسوس مغازهای برای ساخت خیمه داشته باشد.
تئاتر بزرگ افسوس:
تئاتر بزرگ در دامنه کوه پانییر ساخته شد و نمای آن رو به خیابان بندر بود. این بنا در سده اول میلادی ساخته و بعدها به دست چندین امپراتور روم مرمت شد. تئاتر بزرگ باشکوهترین و چشمگیرترین سازه شهر افسوس بهشمار میرود و گنجایش ۲۵٬۰۰۰ تماشاگر را داشت.
کاوئا از ۶۶ ردیف صندلی سنگی تشکیل میشد که دو دیازوما آن را به سه بخش افقی تقسیم میکردند. صندلیهای پایین کاوئا پشتیهای مرمری داشتند و افراد مهم شهر از آنها استفاده میکردند. اسکنه تئاتر امروزه در وضعیت خوبی حفظ شده است. این بخش سه طبقه داشت که طبقه دوم آن در سده اول به دستور امپراتور نرون با ستونها، تندیسها و کندهکاریها تزئین شد. طبقه سوم در اواخر سده دوم میلادی به دست سپتیمیوس سوروس ساخته شد. طبقه همکف شامل راهرویی طولانی با هشت اتاق بود. سازه نیمدایرهای میان کاوئا و اسکنه، که ارکستر نامیده میشود، نیز در وضعیت نسبتاً خوبی باقی مانده و مکانی بود که گروههای همسرایان در آن آواز میخواندند.
ستونهایی با طاقچه، تندیسها و پنجرهها نمای داخلی تئاتر را، در مقابل تماشاگران، زینت میدادند. پنج دهانه به ارکستر باز میشد که دهانه میانی از بقیه عریضتر بود و همین امر ظاهر باشکوهی به اسکنه میداد.
در بخش بالایی تئاتر خیابانی وجود دارد که آن را به خیابان کورتها متصل میکند.